پابرهنه
دريغ از يك حركت
درست همون جا كه فك مي كني باران عشق مي باره. آسمون دست خالي زل مي زنه تو چشت!!گاهي احساس مي كنم ناتوان تر از اونم كه حتي يه گام بردارم. حتما بايد يكي هلم بده. نمي دونم كفر كدوم گياه و يا عدم درك چه نكته فهميدنيه كه اين قد حال منو بد كرده.
نمي دونم كفر كدوم گياه و يا عدم درك چه نكته فهميدنيه كه اين قد حال منو بد كرده.
+ نوشته شده در جمعه 22 مهر1384 20:16 توسط پابرهنه |
یک گزارش تکان دهنده گروه خبري ايرسا آرشیو پیوندهای روزانه
دلتنگي ها اجتماعي شبيه داستان شاید بی ربط شبیه فلسفه و تحلیل سوال تراوشات ذهن شعر
ثنا يامور پادبير واگويه هستي دولتمند آواز بلند گزارش چاي تلخ ببين و برو شهر سايه محمد تاجيك هستيا من شكلات تلخ سياه مشق حيات خلوت دفتر خاطرات نان سالهاي جواني آني شرلي و كرگدن مطالعات رسانهاي ايستگاه اتوبوس انگشتان جوهري فصل پنجم
Design by : Night Skin