این روزا تو لبنان خیلی خبراس
دو جور میشه به این قضایا نگاه کرد
مثل روشنفکرا و تحلیل گرای خودمونی که معتقدند باید هر چیزی رو انقد پیچوند که کسی نفهمه چی شد و یا این که این قضایا رو انقد ساده کرد تا به نتیجه رسید - مثل یه معادله جبری از اضافاتش میشه فاکتور گرفت -
قضایای لبنان معادلات سیاسی در منطقه رو به هم می زنه
در مناقشه سیاسی ایران و غرب تاثیر داره
در موقعیت حزب الله در لبنان تاثیر داره
در ملل عربی تاثیرات زیادی می ذاره
در آینده ی اسراییل تاثیر داره
اینا همه قبول ...
اما در لبنان این روزها یه کشور ظالم به نام اسراییل به خاطر اسارت دو نفر از نیروهاش به خودش اجازه می ده که یک کشورو با مردمش ویران کنه
این یعنی ظلم و ستم و نسل کشی
چرا روشنفکرای ما که به خاطر مرگ یه سوسکم کلی گریه و زاری می کنن این روزا ساکت شدن
چرا بعضی شاعرای مملکت ما که از لگد کردن یه گل حاضرن یک هفته اعتصاب غذا کنن اصن واسشون مهم نیست که در لبنان چه خبره؟
چرا پیروان اون شاعر معروف که به خاطر کشتار چند کمونیست در خیابانی در لهستان حاضره یه قطعه شعر بخونه این روزا به خاطر از بین رفتن یه ملت چیزی به زبون نمی آرن؟
چرا ما این قد بدبختیم که اینا دانشمندای مملکت ما شدن؟
+
نوشته شده در جمعه 30 تیر1385 16:52 توسط پابرهنه
|