|
سیاهی های این روزای عاشق عطر دل انگیزی به هوا می بخشه و چه رسم قشنگی است بارش غم در ماه عشق، که عشق و غم همیشه هم رکاب بوده اند. خرگاه تو مى سوخت در انديشه تاريخ هر بار كه آتش زده شد بيشه شيران آن شب چه شبى بود كه ديدند كواكب نظم تو پراكنده و اردوى تو ويران و آن روز كه با بيرقى از يك سرِ بى تن تا شام شدى قافله سالارِ اسيران تا باغ شقايق بشوند و بشكوفند بايد كه زخون تو بنوشند كويران حسین منزوی پ.ن۱: این پست فقط به وجه عاطفی انقلاب عاشورا مربوط می شه. پ.ن۲: من امام حسین رو دوست دارم و بهش عشق می ورزم و البته که برای دوست داشتنم دنبال منطق نمی گردم. + نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن1384 19:35 توسط پابرهنه |
|