تبليغاتX
پابرهنه

پابرهنه

پیش یه جامعه شناس رفته بودم که می گفت: جامعه ایران مث یه لاکپشت وقتی هوا رو پس ببینه می ره تو لاک خودش و وقتی ببینه فضا برای نفس کشیدن وجود داره دست و پاشو از لاک بیرون می کشه و شروع به تحرک و فعالیت می کنه.
اون می گفت این اخلاق باعث شده که ایرانیان در طول تاریخ بتونن هویت جامعه خودشونو حفظ کنن.

+ نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387 17:21 توسط پابرهنه |


با یک گروه صمیمی و خوب که از دوران دبیرستان باهم بودند. چند روزی به یک تور کوه نوردی و جنگل نوردی رفتیم.

تجربه این برنامه ها رو نداشتم و با وجود این که تجهیزات خوبی نداشتم از این سفر لذت بردم جاهایی رفتیم که هیچ اثری از تمدن بشری در اونا دیده نمی شد. و چند روزی زندگی بدون پیشرفت های بشری رو تجربه کردیم.

به نظر من برق خیلی خوبه. خونه خیلی خوبه. زندگی جمعی آدما خیلی خوبه و خیلی چیزای دیگه که خیلی خوبن.

شاید این نعتما یه وقتایی دل ما آدما رو بزنه ولی وقتی اونا رو نداشته باشیم خوبیشونو بیشتر درک می کنیم.

+ نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387 15:55 توسط پابرهنه |


شايد جاتون خالي بود وقتي كه تو سودان بودم
تو هتلي كه استقرار داشتيم چن تا از اين موبوراي اروپايي تبار اونجا بودن.
چون تو فضاي بيرون از حوزه تمدني ايران و شرق قرار داشتم حس رقابت و دشمني ديرينه ما با اونا در من زنده شد و تاسف خوردم كه چرا ما در برابر اونا اين قد ضعيف و شكننده هستيم.
فيلم سيصد هم نشون داد كه اين حس متقابلا در اونا هم زنده شده. 

به مناقشات فعلي بين دولت ايران و دول خارجي هيچ كاري ندارم. و اون احساسم هم هيچ ربطي به اينا نداره!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386 19:28 توسط پابرهنه |


تو نزدیکای اداره مون یه کتاب فروشی به ساندویچی مبدل شد.
اگه شما یه آدم فرهنگی باشین حتما تاسف می خورید ولی ما و بچه های اداره همه خوشحال شدیم چون دیگه مجبور نبودیم مسیر طولانی برای سیر شدن طی کنیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اسفند1385 12:23 توسط پابرهنه |


در تاریخ وقایعی که نمایش سبعیت و وحشی گری بخشی از آدمیان علیه دیگری باشه خیلی زیاده.
اما خیلی از اونا الان دیگه فراموش شده و هیچ کس خبری از اونا نداره یا فقط یک اتفاق اونم تو کتابای تاریخی است.
اما چرا واقعه عاشورا از کتاب ها و از ابعاد زمانی خارج شده و هر سال با عظمت تر از سال قبل برگزار می شه؟

در تاریخ آمده که دو سال بعد از کربلا اهالی مدینه برای شکایت از والی شهرشان به شام و به پیش یزید می روند و وقتی او را شرابخوار و فردی لاابالی می بینند پس از بازگشت به مدینه مردم را به قیام علیه یزید می کشانند اما یزید با کشتن - به گفته تاریخ - بیش از ۱۱ هزار نفر از اهالی مدینه و جنایات بسیاری که در تاریخ آمده مدینه را سرکوب می کند.

اما این حادثه را در تاریخ و فقط در کتاب ها می توان پیدا کرد.

اما عاشورا در متن زندگی شیعیان و بسیاری از اهل سنت است چرا؟

 

+ نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385 20:48 توسط پابرهنه |


معمولا ديكتاتورها در يك ترور يا به مرگ طبيعي ميميرن و به نظر من يكي از حوادث نادر روزگار اينه كه صدام محاكمه و با حكم دادگاه اعدام شد.
فك مي كنم حداقل خاورميانه در طول چند صد سال گذشته چنين اتفاقي رو به خودش نديده.
در اين كه دادگاه به بسياري از جنايات صدام رسيدگي نكرد شكي نيست و اين كه يك مرگ براي اين جنايت كار كم بوده هم شكي نيست.
اما چرا صدام تا آخرين لحظات هم به جنايت هاش افتخار مي كرد؟


پ.ن: در مورد پست قبل؛ آقايي در نظرشون نسبت به پست قبل گفتن كه به جاي دكتر فاتح آدماي لايقي نيومدن. لازمه عرض كنم كه اصلن چنين نيست! اونايي كه الان در مورد تصاحب اداره مون هوايي شدن خوب نيستند و بايد بدونن خيالات خامي دارن و هرگز به خواسته شون نخواهند رسيد.
تو اين روزگار پست و مناسبات پست ترش شايد ما از اسب بيفتيم اما از اصل نخواهيم افتاد و كساني كه به خاطر دو روز دنيا حاضرن قيصريه اي رو به آتيش بكشن بدونن كه دور نيست روزي كه بايد پاسخگوي رفتارشون در پيشگاه خداوند و ملت ايران باشن.

+ نوشته شده در دوشنبه 11 دی1385 13:8 توسط پابرهنه |


اين كه تو اتوبوس ها كتاب براي مطالعه گذاشتن به نظرم كار خيلي قشنگيه. ولي جالبه كه هيچ كتابي تو جعبه هاي مخصوص تعبيه شده براي كتابها نمونده در حالي كه تابلويي تو اتوبوسها از مسافران خواسته تا كتاب ها رو با خودشون از اتوبوس بيرون نبرن!
اگر دزدها كتاب ها رو براي خوندن مي دزدن مي شه به آينده اين كشور اميدوار شد.

+ نوشته شده در دوشنبه 4 دی1385 10:39 توسط پابرهنه |


امروز وقتي فهميدم يكي با پتك به يكي از ديواره حجاري شده تخت جمشيد كوبيده خيلي عصباني شدم. اما ناخودآگاه ياد جمله معروف مخملباف در واكنش به مرگ هزاران افغان در بيابان هاي آن كشور همزمان با به توپ بسته شدن مجسمه هاي بودا توسط طالبان افتادم كه گفت: بودا در افغانستان تخريب نشد (بلكه) از شرم فرو ريخت.
مخملباف از جامعه جهاني انتقاد كرد كه چرا به مرگ هزاران افغان در بيابان هاي اين كشور اعتراض نكرد ولي صد برابر نسبت به تخريب بودا اعتراض داشت.
پ.ن1: چرا اجازه دادن يكي با پتك وارد تخت جمشيد بشه؟
پ.ن2: هر كسي يه ظرفيتي داره و منم. نميشه هميشه من منت كشي كنم

+ نوشته شده در یکشنبه 3 دی1385 14:9 توسط پابرهنه |


یکی رفتارهای عجیب در کشور ما مقابله با مشکلات و برخورد با افراد و مسایلی است که به نظر ما مشکل ساز هستن.

به عنوان مثال فک نکنم تو هیچ کجای دنیا وقتی با مشکل ترافیک روبرو بشن اول از همه به خودروسازا حمله کنن ولی تو کشور ما مردم وقتی تو ترافیک گرفتار می شن یکی از کسایی که مورد عنایت مردم قرار می گیره خودروسازا هستن.

یا مثلا وقتی اتفاقی و یا جرمی صورت می گیره جزو اولین برخورد شوندگان مطبوعات منتشر کننده هستن نمی دونم کجای دنیا این طور برخورد می شه.

...

+ نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1385 22:26 توسط پابرهنه |


قطره بارانم ...
از تبار نورس امیدوارانم
...
عاشق هر ذره از این خاک ایرانم
قطره بارانم.

اول صب وقتی که هنوز تو خواب و بیداری بودم یه ماشین وقتی صدای ضبطشو بلند کرده بود این ترانه ازش به گوش می رسید.

تو یه لحظه بدنم مور مور شد و احساس علاقه خیلی شدیدی به ایران پیدا کردم و تمام وجودم شد عشق به وطن. داشتم تصور می کردم که اگه یه روز خدای ناکرده کشورمون به اشغال در بیاد بی هیچ ترسی و تنها برای آزادی ایران - که اتفاقا در مذهب ممدوح شمرده شده - تا اخرین قطره خون با اشغال گران مبارزه خواهم کرد.

ما شاید اعتراض به خیلی رفتارهای حکومت داشته باشیم که داریم اما هیچ وقت هم اجازه نمی دیم که کشورمون زیر چکمه بیگانگان از هر نوعی چه دموکراسی خواه و چه دیکتاتور بره.
تو اون وقت به این موضوع فک می کردم که در برابر بیگانگانی که از ما خیلی زورشون بیشتره چه کنیم تا ایران عزیزمون مورد تعرض قرار نگیره.

+ نوشته شده در جمعه 31 شهریور1385 18:17 توسط پابرهنه |


شاید خوندن این پست چن ثانیه بیشتر طول نکشه ولی می دونید تو این چن ثانیه چه اتفاقاتی در جهان می افته؟

شاید تو این چن ثانیه کودکی خاک سیاه یتیمی رو سرش الک می شه در حالی که اون هنوز خبر نداره و به زودی خبردار خواهد شد
شاید تو این چن ثانیه های کسی بدون هوی می مونه و جسمش بدون جون.
شاید دخترکی تو همین چن ثانیه پس از تجاوز در حلقه سخت دستان یه نامرد نفسهاش به شماره می افته و چشماش برای همیشه بسته می شه
شاید تو همین چن ثانیه یه از خدا بی خبر از روی تخته پاره ها آبروی یه مومن دیگه رو می بره
شاید یه زندانی تو زندانش یه خط دیگه رو دیوار می کشه تا سال و ماه از یادش نره.

شایدم یکی داره خوشبختیشو بی اندازه لذت می بره.

تو همین چن ثانیه.

+ نوشته شده در شنبه 25 شهریور1385 3:46 توسط پابرهنه |


دیروز روز زن بود.
جالبه که ما برای احترام به هر قشر یا طبقه ای یه روز در نظر گفتیم ولی برای فکر کردن به اینایی که ازشون ستایش می کنیم هیچ ثانیه ای اختصاص نمی دیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 مرداد1384 19:16 توسط پابرهنه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

یک گزارش تکان دهنده
گروه خبري ايرسا
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384


آرشیو موضوعی

دلتنگي ها
اجتماعي
شبيه داستان
شاید بی ربط
شبیه فلسفه و تحلیل
سوال
تراوشات ذهن
شعر


پیوندها

ثنا
يامور
پادبير
واگويه
هستي
دولتمند
تلفنچي
آواز بلند
گزارش
چاي تلخ
ببين و برو
شهر سايه
محمد تاجيك
هستيا من
شكلات تلخ
سياه مشق
حيات خلوت
دفتر خاطرات
نان سال‌هاي جواني
آني شرلي و كرگدن
مطالعات رسانه‌اي
ايستگاه اتوبوس
انگشتان جوهري
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin