|
این روزا تو لبنان خیلی خبراس دو جور میشه به این قضایا نگاه کرد قضایای لبنان معادلات سیاسی در منطقه رو به هم می زنه اما در لبنان این روزها یه کشور ظالم به نام اسراییل به خاطر اسارت دو نفر از نیروهاش به خودش اجازه می ده که یک کشورو با مردمش ویران کنه + نوشته شده در جمعه 30 تیر1385 16:52 توسط پابرهنه |
می دونید چرا حسد از بزرگترین گناهانه؟ چون یه حسود برای این که نشون بده طرفش خوبیهایی که بهش حسودیش می شه رو نداره واسه طرف یه بدی می سازه و اونو همه جا منتشر می کنه. این یعنی تهمت، غیبت و آبروی یه انسان رو بردن و این یعنی جنایت. + نوشته شده در پنجشنبه 29 تیر1385 17:49 توسط پابرهنه |
مث یه کوه آتش فشانی که ظاهری خاموش داره ولی در آستانه ی انفجاره شدی! + نوشته شده در دوشنبه 26 تیر1385 18:40 توسط پابرهنه |
تو کارم مدتهاست موفق نیستم. این خیلی عذاب آوره. کرختی عجیبی در خودم احساس می کنم انگار به زنجیر کشیده شدم به همین دلیل خیلی تحرک برام خیلی سخت شده. یادمه یه زمونی تو یه مسابقه دوچرخه سواری سوار دوچرخه یکی از دوستان شدم چون مدت ها دوچرخه سواری نکرده بودم. احساس می کردم که دشواری رکاب زدن به دلیل ضعیف شدنمه ولی بعد از مدتی که دیگه از نفس افتادم . دوستم با نگاهی به دوچرخه با قیافه تعجب آمیز بهم گفت: پسر چه جوری این همه راه اومدی. تایر این دوچرخه به بدنه چسبیده و نمی تونه حرکت کنه! تو کارم یه جای کار گیر کرده یا من خیلی ضعیف شدم. امیدوارم به لطف خدا به روزهای اوج برگردم. + نوشته شده در سه شنبه 20 تیر1385 17:50 توسط پابرهنه |
امروز هجدهم تیرماه است ...
+ نوشته شده در یکشنبه 18 تیر1385 18:37 توسط پابرهنه |
دوره ای که توش زندگی می کنیم هیچ نقطه افتخار آمیزی نداره. تنها یه چیز به نظرم جذابه که اونم سرعت بالای پیشرفت تکنولوژی ارتباطاتیه که سرعت پیشرفت صنعت در دو قرن پیش رو به ذهن متبادر می کنه. طلیعه پیشرفت های خارق العاده در دنیای پزشکی هم خیلی جذاب نشون می ده اما مفهوم زندگی چیه و چطور می شه از زندگی تکراری فرار کرد؟ پ.ن۱: تو اداره مون می شه سایت مرکزی بلاگفا رو باز کرد و این زمینه ای شده که بتونم وبلاگ خودمو به روز کنم. + نوشته شده در چهارشنبه 14 تیر1385 18:24 توسط پابرهنه |
چشم به هم زدم به سی رسیدم. چشم به هم زدنی تموم می شه. هولناکه نه؟ + نوشته شده در دوشنبه 12 تیر1385 17:21 توسط پابرهنه |
|